تبليغاتX
اندکی صبر ..........
 
اندکی صبر ..........
 
 
 
پریشب باید مامان رو می بردم دكتر استخوان، یه كم راهش دور بود به مطب كه رسیدیم یه واحد بزرگ بود كلی دم و دستگاه ولی بدون كولر!!!! 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 11:3  توسط سعیده س  | 
شب در چشمان من است

به سیاهی چشمهایم من نگاه کن

روز در چشمان من است

به سفیدی چشمهایم من نگاه کن

شب و روز در چشمانم است

به چشمهای من نگاه کن

پلک اگر فرو بندم جهانی در ظلمات فرو خواهد رفت!!

به یاد زنده یاد حسین پناهی



 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 21:39  توسط سعیده س  | 



 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 23:5  توسط سعیده س  | 

وخدا خواهد دید
من برای چه به سختی ها اندیشه کنم
اوبا من، او یار من، او همراه من است


این شعر هدیه یک دوست خوب و ارزشمند برای آرامش دادن به من در لحظه های بیقراری.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 19:17  توسط سعیده س  | 
جغدی روی كنگره‌های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا می‌كرد. رفتن و رد پای آن را. و آدم‌هایی را می‌دید كه به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می‌بندند. جغد اما می‌دانست كه سنگ‌ها ترك می‌خورند، ستون‌ها فرو می‌ریزند، درها می‌شكنند و دیوارها خراب می‌شوند. او بارها و بارها تاج‌های شكسته، غرورهای تكه پاره شده را لابه‌لای خاكروبه‌های قصر دنیا دیده بود. او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری‌اش می‌خواند؛ و فكر می‌كرد شاید پرده‌های ضخیم دل آدم‌ها، با این آواز كمی بلرزد.
روزی كبوتری از آن حوالی رد می‌شد، آواز جغد را كه شنید، گفت: بهتر است سكوت كنی و آواز نخوانی. آدم‌ها آوازت را دوست ندارند. غمگینشان می‌كنی. دوستت ندارند. می‌گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری.
قلب جغد پیرشكست و دیگر آواز نخواند.
سكوت او آسمان را افسرده كرد. آن وقت خدا به جغد گفت: آواز‌‌خوان كنگره‌های خاكی من! پس چرا دیگر آواز نمی‌خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.
جغد گفت: خدایا! آدم‌هایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند. خدا گفت: آوازهای تو بوی دل كندن می‌دهد و آدم‌ها عاشق دل بستن‌اند. دل بستن به هر چیز كوچك و هر چیز بزرگ. تو مرغ تماشا و اندیشه‌ای! و آن كه می‌بیند و می‌اندیشد، به هیچ چیز دل نمی‌بندد؛ دل نبستن سخت‌ترین و قشنگ‌ترین كار دنیاست. اما تو بخوان و همیشه بخوان كه آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ.
جغد به خاطر خدا باز هم بر كنگره‌های دنیا می‌خواند. و آن كس كه می‌فهمد، می‌داند آواز او پیغام خداست كه می‌گوید: آن چه نپاید، دلبستگی را نشاید.

پ. ن. یه زمانی این مطلب رو خیلی دوست داشتم ولی کاملا فراموشش کرده بودم تا اینکه امروز یه دفعه یادم افتاد این روزا کمی دلتنگم، کمی دلگیرم، و تا دلت بخواد ناآروم و بیقرار!

 |+| نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 20:24  توسط سعیده س  | 



اولین برف بهاری تهران!!

این عکس ماله چند دقیقه پیش، همچنان برف می باره!!

از پشت بام خونه عکس بهتر از این نمیشد گرفت!!


پ. ن. چقدر از اینا!!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 10:37  توسط سعیده س  | 


سال نو مبارک

سالی سرشار از شادی براتون آرزو می کنم

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 16:1  توسط سعیده س  | 
 
  بالا